تبليغاتX
آسمان آبی

آسمان آبی

مي نويسم از گل....

مي نويسم از گل ٬ از بوته٬ از لباس هاي چين چين...از دستمال هاي سرخ و زرد و آبي كه موزون  و هماهنگ بالا و پايين مي شوند....مي نويسم از گله هاي گوسفند... از چوپان مهربان.... و از صحراي بدون گرگ...

و مي نويسم از جنگ ....از ستون هاي سوخته تخت جمشيد... از كسادي بازار عشق...از غم انسان...غم نان...

مي نويسم از مدرسه چهار باغ....از ميدان نقش جهان ...كالسكه هايي كه ۴۰۰ سال است ميدان را دور مي زنند و دور مي زنند و حاصلش اسب هاي خيس و عرق كرده است....عاقبت نرسيدن و درجا زدن است.....

ومي نويسم از استادي كه بيشتر از ۴۰ سال است كه آدم ها همانطور كه هستند با رقص قلمويش بر زمينه سپيد بومش خانه مي كنند....

و اينها همه ديدهايم بود از گالري استاد محمدعلي حدت ...استاد يزدي الاصل مقيم اصفهان....

---------------------

 


نوشته شده توسط مهدیه پوریادگار خبرنگار واحد مركزي خبر در سه شنبه 1388/08/19 ساعت 18:39 | لینک ثابت |

دوست دارم...

تقدیم به همه کسانی که خواسته یا نا خواسته دوستشان دارم:

تو را به جای همه کسانی که نشناخته ام دوست می دارم....

تو را به جای همه روزگارانی که نمی زیسته ام دوست می دارم.....

برای خاطر عطر نان گرم...

و برفی که آب می شود....

و برای خاطر نخستین گناه...

تو را بخاطر دوست داشتن دوست می دارم...

تو را بجای همه کسانی که دوست نمی دارم ٬ دوست می دارم.....

                                                                                        پل الوئار


نوشته شده توسط مهدیه پوریادگار خبرنگار واحد مركزي خبر در شنبه 1388/08/16 ساعت 21:57 | لینک ثابت |

....ومن همه جا دنبال تو می گردم....

کنار خاطرات تیره و روشنم....لای دفترچه های قدیمی ٬ که حالا از جبر گذر زمان برگ های سفید پنبه ایشان زرد و کدر شده است...در پس زمینه های ذهنم٬ اینکه از کجا شروع شد....لابلای زر ورق های کادوهایی که تو برایم خریده بودی...... و
ادامه مطلب

نوشته شده توسط مهدیه پوریادگار خبرنگار واحد مركزي خبر در جمعه 1388/08/15 ساعت 16:3 | لینک ثابت |

نامه ای به تنها عزیز ماندنی

سلام

اینقدر این مطلب و دوست دارم که حد نداره.... بخصوص اینکه اولین بار که شنیدمش یه جای بسیار خوب از یه آدم خیلی خوب با یه صدای آرامش بخش و زیبا شنیدمش ... و بعد یه دوست  نازنین یه بار دیگه دیروز پشت تلفن برام خوندش و دوباره بهم یادآوری کرد....

ای عزیز ماندنی

ای ناب سخت


ادامه مطلب

نوشته شده توسط مهدیه پوریادگار خبرنگار واحد مركزي خبر در چهارشنبه 1388/08/13 ساعت 7:8 | لینک ثابت |

دوستی ما خبرنگارا !!

سلام

خب سر کار که می ریم طبیعتا همکار داریم... و ارتباط ما با خیلیا فقط ارتباط همکاریه و در حد همین سلام و علیکای روتین و روزمره... نه انتظاری از هم داریم نه توقعی و نه.... تاز ه


ادامه مطلب

نوشته شده توسط مهدیه پوریادگار خبرنگار واحد مركزي خبر در دوشنبه 1388/08/11 ساعت 10:14 | لینک ثابت |

روزهای نارنجی خدا

سلام

این روزا پات و که از خونه بذاری بیرون... به محضی که یه جا برسی که درخت باشه... یا داره ازش برگای خوشگل رنگی زرد و قرمز و نارنجی می ریزه پایین که می تونی  دستات و باز کنی و زیرش بچرخی و بچرخی و بچرخی .... و


ادامه مطلب

نوشته شده توسط مهدیه پوریادگار خبرنگار واحد مركزي خبر در شنبه 1388/08/09 ساعت 11:11 | لینک ثابت |

خودمون و دوست داشته باشیم...

سلام

شما چقدر خودتون دوست دارین؟ چقدر به خودتون محبت می کنین؟ چقدر ذوق خودتون و می کنین؟ ببینین منظورم خود پسندی و غرور و خود شیفتگی نیستا....


ادامه مطلب

نوشته شده توسط مهدیه پوریادگار خبرنگار واحد مركزي خبر در چهارشنبه 1388/08/06 ساعت 12:32 | لینک ثابت |

همه چهار زن دارند!!!!

این پست و یکی از دوستان لطف کردن و به من هدیه کردن با تشکر از این دوست گرامی... با کمال افتخار موضوع به روز رسانی این بارم قرار می دم 


‌روزي روزگاري تاجر ثروتمندي بود كه 4 زن داشت .


ادامه مطلب

نوشته شده توسط مهدیه پوریادگار خبرنگار واحد مركزي خبر در دوشنبه 1388/08/04 ساعت 6:28 | لینک ثابت |

من می خوام برگردم به کودکی....

ما چرا می بینیم؟!

ما چرا می فهمیم؟!

ما چرا می پرسیم؟!

من می خوام برگردم به کودکی....

-----------------------------

پی نوشت:

امروز با شنیدن این شعر از حسین پناهی با اون صدا و لحن خاصش ... حال و هوام بد جوری بارونی شد...

 


نوشته شده توسط مهدیه پوریادگار خبرنگار واحد مركزي خبر در شنبه 1388/08/02 ساعت 19:24 | لینک ثابت |

غریبه آشنا

سلام

چند وقتیه سعی می کنم بین همه مشغله های فکری و جسمی و کاری وغیرکاری و هزارتا مشغله دیگه... که حالا کاری ندارم کدومشون درست و بجا و کدومشون غلط و نا بجاست!!!


ادامه مطلب

نوشته شده توسط مهدیه پوریادگار خبرنگار واحد مركزي خبر در چهارشنبه 1388/07/29 ساعت 20:36 | لینک ثابت |

منوی اصلی

صفحه نخست
آرشيو وبلاگ
پروفایل مدیر وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
به خدای ناشناخته

درباره ی ما


سلام دوستای مهربونم
از اونجایی که خبرنگاری حرفه پر تب وتابیه و بدون اغراق هر روز تجارب زیاد و گاها جالبی و به دنبال داره / دوست دارم توی وبلاگم/ بیشتر از تجاربم توی این حرفه بنویسم... وباز از اونجایی که گویندگی یکی دیگه از کارای من هست و خیلیم دوسش دارم / گاهی وقتام از اون می نویسم... وچون آدم حساسیم دلنوشته ام سر جاشه...

پیوند های روزانه

آرشیو

دوستانه

علي هوشيار خبرنگار واحد مركزي خبر
حمید روحانی خبرنگار واحد مرکزی خبر- مالزی
کاظم روحانی نژاد-خبرنگار واحد مرکزی خبر
منصوره رهبر خبرنگار واحد مركزي خبر
گل شمعدوني
افروز اسلامي خبرنگار واحد مركزي خبر
میترا لبافی- خبرنگار واحد مرکزی خبر
وبلاگ یه پسر خوب!!!
مجري گري و فن بيان
نرگسي
دل نوشته هاي پگاه
قبض روح
نوشته هاي بي سروته
سيد ابرهيم نياكي(فاحص)
کتابت عشق- مهندس حسن زاده
کامران نجف زاده- خبرنگار واحد مرکزی خبر
شاهسون-خبرنگار واحد مرکزی خبر-بروکسل
ستاره(سال های بلند من بی تو)
حمید امامی - خبرنگار واحد مرکزی خبر
بهمن ابراهیمی- رسانه های نوین
سید جواد ماهری- نظرگاه
حاج آقا مسئله-محمد علیزاده
ملک عاشقی-فرید
آبجی سمیه عزیز
حسن قاسم زاده -خبرنگار واحد مرکزی خبر
كارگاه خبر- مسعود ميرزاخاني
علی ثاقب نژاد-رازهای یک قلب
ندا سپانلو -عسل و دارچین
دست نوشته های خاکستری
خط خطی های یک خبرنگار
پشت ابر- حسين محمدي تصوير بردار
آتنا قجری
سفید-دکتر عاطفه میر سیدی
هادی زنوزی- گوینده شبکه خبر
قطعه ای از بهشت
دوشیزه اردیبهشت
هر چه به ذهنم رسید!!
آبی تر محمدرضا فاضلی-گوینده
سید حسام الدین یاسینی
وحید بهروز
کشکول
سرو نقره ای-الهه ناز
محمد دلاوری - خبرنگار واحد مرکزی خبر
نیلوفر سیاه

آخرین نوشته ها

مي نويسم از گل....
دوست دارم...
....ومن همه جا دنبال تو می گردم....
نامه ای به تنها عزیز ماندنی
دوستی ما خبرنگارا !!
روزهای نارنجی خدا
خودمون و دوست داشته باشیم...
همه چهار زن دارند!!!!
من می خوام برگردم به کودکی....
غریبه آشنا
دخترک و آرزوهاش
مجنون و سگ کوچه لیلی
ثروت بهتر از علمه!!!
شهر من : من به تو می اندیشم نه به تنهایی خویش...
به خدای نا شناخته
آمار زمین!
افسون کویر
توصیه های مولانا برای شاد زیستن
پت و مت!
بال های زخمی!
بوی مهر و مهربانی
صدای آسمون قرمبه!
لبخند خورشید خانم
عروسک قشنگ من
ماه رمضون و کار و کار و کار
چشم ها را باید شست
پیرمرد 88 ساله فاتح قله عشق
الهی
تماس یه دوست
دیگه نمی خوام به هیچی فکر کنم!

RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

کلیه ی حقوق مادی و معنوی وبلاگ mahdiehpouryadegar محفوظ می باشد.